جوان آنلاین: بسیاری از آنها که در انتخابات شرکت نکردند، هرگز متوجه اهداف توطئه «تحریم انتخابات» نیستند و حتی با آن مخالفند، اما بانیان تحریم از آنجا که به این فرجام تلخ آگاهند، رأیندادن را تشویق میکنند.
به گزارش مشرق، محسن رنانی از استادان اصلاحطلب است که در انتخابات اخیر فعال شد. او قبل از انتخابات طی سخنانی اینطور گفته بود: اگر اینبار از انتخابمان جواب نگیریم، پس آنگاه شاید مجبور شویم به بیگانگان پناه ببریم.
او به تازگی و پس از برگزاری دور نخست انتخابات نیز طی یادداشتی که در حمایت از پزشکیان منتشر شد، سخنان عجیبی را مطرح کرده است. در ادامه بخشهایی از اظهارات رنانی را میخوانید:
- واقعیت این است که رأیندادن شما هم افقها را روشنتر کرد و هم قدرت شما را آشکارتر کرد و هم صحنهبازی را عوض کرد. دستمریزاد. این عدممشارکت فراگیر، یک گام به پیش بود. همه ما تحلیلگران باید برخیزیم و به احترام مردم ایران کلاه از سر برداریم و تعظیم کنیم. به گمان من ملت ایران بعد از جنبش مهسا، سطح بازی سیاسی را به نحو حیرتانگیزی دگرگون کرده است.
- آن ۶۰درصد تغییرطلب و معترض و مخالفی که شرکت نکردند، دور اول انتخابات را به یک رفراندوم تبدیل کردند.
- معتقدم مردم فهیم ایران، آنچه بهینه است را انجام خواهند داد و در دور دوم نیز میان رأی دادن و ندادن، گزینهای را انتخاب خواهند کرد که گمان میکنند پیامقاطع آنها را ابلاغ میکند و برای بازیگری مجدد ملت ایران، «خلق امکان» میکند.
این صحبتهای عجیب به معنی برنشستن مراجع اجتماعی و برخی خواص روی اشتباه و رواداری ناامنی برای مردم است.
بله! عجیب به نظر میرسد که چطور میتوان از سخنان رنانی به ناامنی رسید، اما حقیقت آن است که تقدیس و تحسین شرکتنکردن در انتخابات به معنای تشویق راهکارهای غیر از صندوق رأی برای اصلاحات اجتماعی و سیاسی است و پرواضح آنکه ما برای اصلاح اجتماعی و سیاسی جز صندوق رأی راه دیگری نداریم، به این معنی که وقتی صندوق رأی را کنار بگذاریم، هیچ راهی جز اسلحه، خشونت و خیابان باقی نمیماند.
دقت شود که بسیاری از آنها که در انتخابات شرکت نکردند، هرگز متوجه این فرجام تلخ نیستند و حتی با آن مخالفت هم دارند، اما بانیان آشوب و تحریم انتخابات از آنجا که به این فرجام تلخ آگاهند و همان مسیر را هم دنبال میکنند، دست به تشویق میزنند!
شاید برای مخاطبان محترم جالب باشد که در طول سالهای تحریم انتخابات از سوی اصلاحطلبان، دائماً این سؤال از آنها مطرح میشد که جز صندوق رأی و اسلحه چه راه دیگری برای اصلاحات سیاسی و اجتماعی وجود دارد؟! چپهای تحریمی نیز هرگز نتوانستند پاسخی درخور یا اقناعی به این سؤال بدهند. نتوانستند زیرا اساساً پاسخی وجود نداشت و یک شهروند بین دوگانه صندوق رأی و خیابان، هیچ راه سومی را پیش رو ندارد.
از اینجا آشکارتر میشود که رنانی دانسته یا نادانسته قصد دارد بر آن امواج خیابانی احتمالی نشسته و موجسواری کند و تلختر اینکه آقای رنانی به عنوان یک مرجع اجتماعی و یک استاد دانشگاه گویا هیچ اهمیتی هم به این حقیقت نمیدهد که در خیابان هیچ تحفهای جز ناامنی، غارت، قتل و خشونت برای مردم وجود ندارد.
باید دانست که بانیان آشوب و تحریم انتخابات اگرچه در مقابل مردم ماسک لبخند را بلند میکنند، اما حقیقت این است که آنان به مردم به مثابه هیمه و هیزمی مینگرند که صرفاً قرار است این بانیان را به اهدافشان برسانند و در این میان هیچ اهمیتی ندارد که چه بر سر اکنون و آینده مردم میآید؟!
در بحث ادعای رنانی مبنی بر اینکه انتخابات اخیر یک رفراندوم از سوی ۶۰ درصدی بود که شرکت نکردند نیز گفتنیهای زیادی وجود دارد، از جمله اینکه همین جمعیت محترم ۶۰ درصدی هستند که عمده مالیاتهای کشور را میپردازند، قوانین موضوعه کشور را رعایت میکنند، با ناامنی مخالفند، جمعیت سرباز کشور را تأمین میکنند و ذیل پرچم و قوانین روز کشور به فعالیتهای اقتصادی و ... مشغولند.
آقای رنانی باید رفراندوم اصلی و تأیید نظام از سوی اکثریت مردم را در همین رعایتها و اجرائیات قانونی از سوی مردم ببیند نه در انتخابات که یک رفتار سینوسی است و بالا و پایین بسیار دارد.